بر طبق نظریه ابن خلدون کل تاریخ و تمدن بشری بر مبنای ستیز بین کوچ نشینی و یکجا نشینی شکل گرفته است. با کمی توجه در می یابیم که هر جا انسان برای مدتی موفق شده سدی در برابر قبایل کوچ نشین ایجاد کند در آن نقطه تمدنی شکل گرفته است. اولین تمدن ها در بین النهرین و خاور میانه شکل گرفت، توسط مردمی که یاد گرفته بودند در زمین دانه بکارند و محصول آنرا برداشت کنند. شاید بتوان گفت که، کشاورزی پایه اصلی شکل گیری تمدن های اولیه بوده. در تقابل مردم کوچ نشین با مردم کشاورز، این مهاجمان کوچ نشین بودند که برنده بودند. کشاورزان که در گذر زمان خوی جنگاوری خود را از دست داده بودند نمی توانستند در مقابل جنگجویان قبایل کوچ نشین ایستادگی کنند و شکست می خوردند. نمونه بارز آن حمله قبایل مغول بود که جامعه روستایی ایران را برای چند صد سال به قهقرا کشد. و این دور باطل همچنان ادامه داشت، کوچ نشینان تحت تاثیر شهر نشینان و مزایای یکجا نشینی و تبادل فرهنگی باآنان، البته بعد از خسارات فراوان و گذر سالیان سرانجام خود یکجا نشین می شدند و پس از چند سال که کم کم پایه های تمدنی دیگر شکل می گرفت یک قوم کوچ نشین دیگر به آن حمله می کرد و آنان را از بین میبرد. و این دور تسلسل همچنان ادامه یافته است تا زمان ما که اشکال گوناگون یافته است. و انسان هزاره سوم بی فردا، بی سرزمین، بی هویت همچنان در پی فردائی بهتر شب ها را روز می کند
No comments:
Post a Comment