28 January 2006

یادش بخیر


یادش بخیر مادر
از پیش در جهد بود دائم
تا ریشه کن کند دیوار اندهی که یقین داشت در دلم
مرگش به جای خالیش احداث می کند
خندید و چندان که تو گفتی من نیستم مخاطب او گفت
می دانی اینجور وقتهاست که مرگ خسته در نهایت نفرت
از پوچی وظیفه شرم آورش سخن می گوید

1 comment:

dan said...

I didn't know it snowed in Iran. It snows here in Michigan too. Maybe our worlds aren't so different.