18 December 2010

Sometimes

گاهی در تاریکی می‌نشینم و فکر می کنم، بسیاری از کسان اطرافم به تاریکی پیوسته‌اند، حتا من نیز می‌روم تا به تاریکی بپیوندم. اندکی نیز که مانده‌اند نیزبه گونه‌ای ناخوداگاه به تاریکی روحشان پناه برده‌اند. گاهی فکر می کنم که به بیماری لاعلاجی مبتلا شده‌ام. شنبه پیش پزشک رفتم، نه حرفم را فهمید و نه من تجویز او را. عصر کسی از فراسوی سیم تلفن گفت روحت را درمان کن، پیش از آن که سیاهی‌ها همه جا را فراگیرند.

No comments: