
در حکایتی نقل شده که: در روستائی خر زیبائی زندگی می کرد که بیشمار مردان هوسران بدنبال آن بودند و خر بیچاره از دست مردان ده لحظه ای آرامش نداشت و نمی دانست که به کجا پناه برد. در هر موقعیتی که پیش می آمد پسری یا مردی در خفا مشغول گاییدن خر می شد، به مرور شهرت این الاغ در روستا پیچید و مردم بر الاغ و صاحب الاغ نفرینها می فرستادند و آنها را تکفیر می کردند تا آنجا که از او به حاکم شهر شکایت کردند که این الاغ با آن ظاهر سکسیش باعث تحریک و نفاق در بین مردم شده و به تعبیر امروزی باعث تشویش اذهان عمومی شده، حاکم نیز دستور داد که الاغ وقت برگشته را به بالای کوهی برده از بلندای آن به قعر دره فرو اندازند تا آنکه این وسوسه شیطانی و شهوانی را در نطفه خفه کرده، باشد که جمیع مومنان از گزند آن در امان باشند . و خر بیچاره را در ازای گناه نکرده از بین بردند و صاحب آن را هم از ده بیرون انداختند و خرگایان هم در کمال آرامش به زندگی خود برگشتند. حال در پس این حکایت کم کم نکاتی هویدا می شود. چندین سال پیش در گوشه ای دیدم که دو جوان را لخت کرده اند و سربازی روی آنها آب می ریخت و دیگری با کابلی سیمی آنها را شلاق می زد، جمعیتی هم نظاره گر آنها بودند،گاه و بی گاه صدایی می آمد که می گفت خدا خیرتان بدهد، این معاتید را اصلا باید کشت و در دریا ریخت، بقیه هم در تصدیق آن سخنها می راندند. من هم بهت زده حتی پس از گذشت چند سال همچنان به آن روز فکر می کنم که چه ساده مردم این سرزمین در مورد جان انسانی دیگر قضاوت می کنند بدون شناخت او. بجای تقبیح جامعه ای که آن دو پسر را پرورانده بود و مقصر اصلی، آنها را که حال قربانی سیستمی بیمار بودند به گناهی ناکرده مجازات می کردند دقیقا همانند ماده الاغ. در این سرزمین اگرسقوط کنی دیگر مجالی برای برخاستن نیست چون دستی برای یاری به سویت دراز نمی شود. حال دیگر پی برده ام که چرا انسان را فرزند شیطان خطاب می کنند
2 comments:
گلکم !
بر سر ِ چشم های تو جنگ می شود
جای من درون دلت تنگ می شود !!!
salam. ama be nazare man ensan farzande sheytan nist. balke moaleme sheytane ama ba takhir be donya oomad.
Post a Comment