
دیروز من
همیشه دیواری بوده است، همیشه پرده ای، بین ما و نفس کشیدن در هوای آزاد.هوای آزاد. زنم من.زنی در اندرونی، در پستویی که در آن حسرتها و آرزوهایم را پنهان کرده ام. پستویی که بوی خواسته های مردانه ات در آن هوای آزاد رهایی، هوای آزاد را پس میزند. زنم من. زنی که مشروطه را پشت سر گذاشته است. اسلحه بدست و فریاد بر زبان. به استقبال آزادی رفته است و خیلی زود از کفش داده است، از کفش ربوده اند! زنم من، در هیات یک انسان. هر چند اگر کاغذی به نام قانون به انکارم برخیزد. زنم من و انکار من حقیقت است.یک قرن این را گفته ام و تو هنوز آن را نشنیده ای.همیشه دیواری بوده است، همیشه پرده ای. چهره ام را ببین. این صورت دیروز من است از یادم نمی رود. از یادم مبر! من همانم. از اندرون پنهان تو به خیابان آمده ام.با تو سخن گفته ام.دنیا صدایم را شنیده است.دنیا به سلامم جواب گفته است و تو هنوزدر کار دیوار کشیدن و پرده انداختنی. با من بیا: از دیروزتو به امروز من.اگر نیایی فردا ار آن من خواهد بود
www.womeniniran.net
1 comment:
salam, neveshtatoon jaleb bood amma nemidoonam kodoom zan az sharayet va azadiash ba shoma sohbat karde, amma barash motasefam va omidvaram harche zoodtar movafagh beshe hesaraye dore khodesho beshkane, vaghti adam azadi ro tajrobe karde va bahash zendegi karde hata shenidane tosife in hame mahdoodiat barash sakhte, rastesh harche to dorobariam gashtam kesi ba in hame mahdoodiat nadidam ke sharayet in zanro dark konam, omidvaram harche zoodtar moshkelesh hal she.
Post a Comment