31 October 2011

فراموشی


فراموشی
خالی از این که فراموشی می تواند درد باشد و یا درمان، اما ماه ها است که بدان دچار شده ام. تقریبا نام و نشانی نیمی از اطرافیانم را نمی دانم، بسیاری از اوقات نیز برای سرپوش گذاشتن بر آن، آنها را با عنوان ها تحصیلی و یا همانند آن صدا می کنم، مثل، سلام مهندس! و یا وقتی با چهره ای ناآشنا مواجه می شوم که گرم با لبخندی سلام می دهد و حالم را می پرسد، تلاش می کنم همانند دوستی نزدیک جوابگوی محبتش باشم، گو اینکه بسیار وقتها برایم چهره اش کاملا نا آشنا ست! ناآشنایانی که گویا مرا خوب می شناسند و من کاملا بر خلاف آنها. نه تاریخ تولد دوستان و نزدیکانم را بیاد دارم، نه شماره حساب بانکیم را، نه شماره گذرنامه ام را و نه حتا تعداد روزهایی را گذشته. من فراموشکار نیستم اما چیزهایی بسیاری هست که فراموش شده اند ...

م.م. فاضل بیگی

31/10/2011
حیدرآباد
هند

No comments: