15 January 2008

به پسر عموهایمان



زمان درازی را طی کرده ایم، سعی کردیم تا تمام نشانه های تحوش گذشته را نابود کنیم، خدا را به میان کشیدیم تا اثبات کنیم فرزندان آدم و حوائیم، خود را بهشتیانی هبوط کرده معرفی کردیم . غافل از اینکه ما همچنان یادگاری چند میلیون ساله از زمان پدرانمان را با خود داریم، ما مغر یک خزنده چند میلیون ساله را در جمجمه خود داریم، مغزی که با لایه نازکی بنام تمدن پوشانیده شده است.گاه و بیگاه این لایه را به بهانه ای کنار می زنیم. وقتی اینگونه به موضوع نگاه کنیم راحتتر می توان بعضی از موضوعات را درک کرد. دیگر می دانی چرا انسانی دست و پای انسان دیگر را قطع می کند، او را محکوم به اعدام می کند؛ دست و پای بسته بداخل کیسه ای می کند و از کوه به پائین می اندازد؛ ....... بهتر است دیگر بخوابم، ساعت از نیمه شب گذشته، کسی می گفت: دلم تنگه؛ گفتم: آرام بخواب، که دنیا فسانه ست

No comments: