18 July 2007

اندر روزگار امروز


اندر حکایات امروز ما

روایتی از گذشته را برایت باز می گویم، حکایتی از زمان قاجار. در تاریخ آمده است که خزانه شاهی خالی شد، پس وزیر خزانه داری دست بدامان شاه شد تا چاره ای بیندیشد، شاه نیز ساده ترین و کارآمدترین روش را پیشنهاد کرد، دستور داد تا مالیات ها را چند برابر کنند. پس از چند ماه خبر آوردند که صف های طویل مالیات دهنگان بسیار طولانی شده و باعث عذاب. پادشاه چون این بدید دستور داد که باز هم مالیات را بیشتر کنند شاید مشکل حل شود، پس از مدتی دوباره درباریان گله آغاز کردند که صف ها همچنان طویل هستند و از عهده این جمعیت بر نمی آیند، پادشاه که از این نطق ها به تنگ امده بود، فرمان داد که از فردا هر کس که مالیات می دهد، باید کونی هم به مالیات گیرندگان بدهد. شاه خرسند از پیدا کردن راه حل چند روز بعد شخصا به محل جمع آوری مالیات رفت. پیر مردی دید که سخت مشغول اعتراض است ؛ خوشحال از عملی شدن ایده خود به سراغ پیر مرد رفت تا به او بگوید که دیگر نمی خواهد مالیات دهد که ناگهان از حرفهای پیر مرد مبهوت شد، پیر مرد فریاد می زد: قربان آن تاج ملوکانه، شاها ، آیا رواست که من پیر مرد در این سن و سال در صف به ایستم، از شما عاجزانه خواهش می کنم تعداد کون کن های دربار را افزایش دهید تا مردم به زندگیشان برسند. نتیجه اخلاقی اینکه این حکایت تاریخی هیچ ربطی به اوضاع جامعه ایران و گران شدن بنزین ندارد. من آدم سیاسی نیستم بخدا

No comments: