
مطلب ذیل گزیده ای پراکنده از نابهنجاریهای جنسی از گذشته تا به حال در تاریخ بشری است که مورد توجه نویسنده آمده است و بخاطر تنوع مطالب مورد بحث،ناچار در کنار هم آمده است
در گذشته دور تا همین دوران قاجاریه پسر بچه هائی در دربار زندگی می کردند که گاه ملیجک خوانده می شدند، یکی از وظایف آنها خدمت به پادشاه بود بدین صورت که گاه پادشاه هوس می کرد که به جای زن با پسر بچه ای هم خوابه شود که در اینجا از حضور ملیجکان دربار استفاده می شد. طریقه آماده کردن پسر بچها برای ورود به جلگه ملیجکان داستانی دیگر دارد بدین صورت که انها را از کودکی به دربار می آوردند و آموزش می دادند، در طول دوران آموزش ابزاری دوک مانندی را در مقعد ایشان فرو می کردند و بارها این عمل را انجام میدادند، در اثر تکرار این عمل رفته رفته رینگهای عصبی مقعد پاره می شد و تعادل هورمونی استروژن و پروژسترون در بدن این کودکان بهم می خورد و صفات زنانگی در ایشان ظاهر می شد بدین صورت که موهای صورت در نمی آمد،صدا نازک باقی می ماند و بیضه ها تحلیل می رفت و بدین روش کودکان را برای بهره برداری جنسی آماده می کردند. نکته جالب اینکه این دگر خواهی جنسی یا به تعبیر عامیانه بچه بازی در بین پادشاهان و خوانین بسیاربچشم میخورده تا آنجا که به ارزش و یک روال عادی تبدیل شده بوده است. وقتی هم که سن این خواجگان بالا می رفت یا به طریقی سر به نیست می شدند یا به نگهبانی و خدمت گزاری در حرمسرای شاه به کار خود ادامه می دادند.در حرمسرای پادشاه بسته به توانگری آن، زنان بسیاری از نژاد و سنین مختلف زندگی می کردند. بجز سوگولی حرمسرا باقی زنان ممکن بود که حتی یک بار هم با پادشاه همخوابه نشوند. گاه در بین زنان حرم ویا بیرون از آن زنانی که متعلقه بودند و یا بدلایلی کمتر شوهرشان را ملاقات می کردند برای کاهش فشار جنسی به حربه ای چوبین متوسل می شدند. نام این وسایل با عنوان «مچاچنگ» گفته شده است. در بعضی موارد هم که بانوان محترم گرایشات زنانه داشتند و لزبین های قبل از دوران مدرن بودند، این اشیاء کمک آموزشی وجود داشت و گاهی اوقات خانم ها وسیله مذکور را به هم قرض می دادند و یا برای استفاده مشترک به مهمانی همدیگر می رفتند. استوانه ای چوبین که به خراط با سلیقه ی خود سفارش می دادند و مورد استفاده قرار می دادند. یکی دیگر از موضوعات مورد توجه نویسنده موضوع ختنه کردن دختران در بین فرقه هائی از مسلمانان است. در غرب آفریقا مخصوصا این مورد شایع است بدین صورت که گاهی لب های کنار قسمت تناسلی دختران را برای کاهش لذت جنسی می بریدند ولی از همه چندش انگیز تر روش چفت کردن است که کل اعضا تناسلی را در دختر با سوزن می دوختند و فقط روزنه کوچکی را برای خروج ادرار باقی می گذاشتند، که بعد از ازدواج دختر، آن را می گشودند و این نشانی از بکارت دختر بود و دختری که این شرایط را نداشت خوار شمرده می شد و کسی با او ازدواج نمی کرد و حتی ممکن بود از اجتماع اش طرد شود. چندی پیش مطلبی تکراری بدین عنوان مطالعه کردم که علاوه بر تعداد ،سن فحشا هم در این سرزمین افزایش یافته اما نکته قابل تعمق گزارشی در مورد تعرض و تجاوز به دختران در خانواده ها بود، تجاوزر برادر به خواهر و یا آزار جنسی دختر توسط پدر خانواده. در این مورد نظری ندارم که گر بدینسان باشد جامعه در شرف نابودی که نه بلکه در نیمه ی اضمحلال است. بشر هیچگاه آنچه که می بایست نشد، هزاران مایل فاصله هست بین آنچه باید بود و هست
No comments:
Post a Comment