صبحانه ام تکه ای ابر است/ با پنیر کپک زده هلندی/ پشت میز نشسته به روزهای نیامده فکر می کنم/ نگاهم از پنجره می گذرد و مثل کبوتری زخمی به پرواز در می آید/ کمی دورتر در چاه دودکش کارخانه ای سقوط می کند/ آیا در این دنیاخبر خوشی نیست که مرا خوشحال کند!؟
رسول یونان
No comments:
Post a Comment